یه روزی معلمم بهم میگفت: دلم برای صدای خنده هات تنگ میشه!
دوستم همیشه بهم میگفت :تو تنها کسی هستی که از ته دل میخندی....
حالا چند ساله نه معلممو دیدم ...نه دوستمو ....اونا منو با
همون خنده ها میشناسن و نمیدونن. خودمم دلم برای از ته دل
خندیدنم تنگ شده.......
_مثل مورچه ای که از طبقه آخر
ساختمان افتاد اما هیچکس متوجه
شکستن عضو به عضو تنش نشد!
اتاق سوت و کورم جهان کوچکی است . . .
برای سر کردن با این همه تنهایی و دلتنگی !
کسی را از خوب بودن، خسته نکنیم! خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود، آدمی بشود که مهربانیش هربار نگران و آزرده خاطرش کرده. چرا که آن وقت است که میماند بلاتکلیف. نه بد بودن را بلد است، و نه توان خوب ماندنش است. آن وقت است که میگریزد. هجرت از دنیای آدمها، به خلوتی که درونش پوچ پوچ است. سکوتی که قالبش تنهایی است، که خودخواسته نبوده، که لذت بخش نیست. بیا آدمها را، از خوب بودنشان خسته نکنیم …
خیلی کم پیش میاد به خودم حق
بدم همیشه تو ذهنم سعی میکنم
طرف مقابلم درک کنم بهش حق
بدم...به خاطر همینم یه وقتایی که
مقصر اونا هستن بازم میرم معذرت
خواهی میکنم...یه وقتایی دلم به
حال خودم میسوزه سرریز
میکنم...دلم میخواد برم یه جایی
دورشم....دلم میخواد فریاد بزنم
...نمیدونم چرا شاید فکر میکنم
خدا صدامو بهتر میشنوه...یه
وقتایی از زمین و آسمون دلم
میگیره ....دلم میخواد مثل بچگیام
کز کنم یه جا بزنم زیر گریه بگم چرا
هیچکس منو دوست نداره؟؟؟چرا
هیچکس نمیفهمه منو چرا کسی
نمیخواد. درکم کنه؟؟.گاهی وقتا
حتی از خدا هم انتظار دارم انتظار
دارم بیاد پایین بغلم کنه ....کاش
این حالتا تموم میشد ...کاش این
گریه ها به جایی میرسید
....نمیدونم ولی دلم از همه گرفته
از خانوادم دوستام حتی
خدا....دلم آرامش میخواد ....دلم
خیال راحت میخواد ...کاش
خریدنی بود میرفتم برای خودم
خواب آروم میخریدم خیال آسوده
میخریدم....یه قرص میخریدم که
وقتی میخوری همه دلتنگی هارو
تسکین بده ....
قول دادم به خودم
۷۰روز#
فکر میکنید آدم از چی میمیرد؟
از گرسنگی؟ از سیگار؟ از غصه؟!
نه! آدم از بیامیدی میمیرد..
از اینکه هرروز صبح چشمهایش را
باز کند
و نداند چرا باید از جایش بلند
شود..
خدایا به اندازه نیاز بندگان به خودت
بی نهایت شکر🌷