تا تلاقی خطوط موازی
دو خط موازی در نهایت به هم میرسند منتظرت هستم جایی بیرون از صفحه ی مختصات در بینهایت.☆
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۶/۰۷ توسط ❣fatemeh❣ |

داشتیم تو پیاده رو قدم میزدیم،
 

برگشت تو صورتم نگاه کرد و گفت
 

اون آقا و خانمو نگا کن چقدر محکم

دست همو گرفتن...!
 

گفتم وقتی یه چیزی رو محکم می گیری،
 

که می ترسی از دستش بِدی...
 

دیدی وقتی میخوای آب تُنگ رو

 

عوض کنی،
 

ماهی سرخ چه تلاشی میکنه
 

تا اون یه ذره آبی که یه گوشه جمع

 

شده رو،با جون و دل حفظ کنه...؟
 

چون "از دست دادن"رو یجور

 

"مرگ" میدونه.
 

الان از اون دو نفر،
 

کدومشون آب تُنگِ،
 

کدومشون ماهی،
 

نمیدونم!
 

ولی خوب میدونم
 

که اون وسط یه مرگِ کوچیکی

هست،
 

که قرار اتفاق بیافته
 

حتی موقت...!

 

چیزی نگفت...

 

#حمید_جدیدی💜

.: Weblog Themes By Blog Skin :.