تا تلاقی خطوط موازی
دو خط موازی در نهایت به هم میرسند منتظرت هستم جایی بیرون از صفحه ی مختصات در بینهایت.☆
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۲۴ توسط ❣fatemeh❣ |

دلم میخواد برم ..‌دور شم از همه ...اصلا یه چند روزی کسی کارم نداشته باشه ...بذارن برم ...نمیخوام به کسی گوش کنم...من دلم برای خودم تنگ شده ...من دلم برای خدا تنگ شده تازگیا توانایی گریه ندارم ...سبک نمیشم ..راستش یه چند وقت هست یه بغض سنگین تو گلومه ...چند روز اول خیلی اذیتم میکرد الان دارم باهاش زندگی میکنم ‌‌...یه وقتایی خیلی خفه کننده میشه نمیتونم نگهش دارم ‌...نمیدونم چم شده ولی نمیتونم گریه کنم ....من دلم برای قبلنام تنگ شده ‌..همون وقتا که با یه دعا یه پیاده روی یه گریه کردن آروم میشدم ....نمیدونم چرا ولی نا آرومم... دلم برای خودم تنگ شده  از سردردایی که باهاشون زندگی میکنم متنفرم ....از بغض تو گلوم متنفرم ...من از خودم متنفرم ....دلم یه جای دور میخواد ....دور از چشای نگران مادرم دور از نگاهای بابام ...من میخوام تنها باشم دلم میخواد داد بزنم دلم میخواد بغضمو از بین ببرم ...‌ دلم برای خدا تنگ شده ...برای امام رضا تنگ شده ....میخوام برم تو یه بیابون دور ..از ته دل فریاد بزنم خدایا من حالم خوب نیست بیا پایین بغلم کن ‌‌‌...خدایا آرومم کن دیگه نمیتونم ‌توان از دست و پام رفته ‌....

.: Weblog Themes By Blog Skin :.